 فرار به گلشن کویر از دود و گاز بی پایان زمستان دست شستن از حضر و رهسپار سفر شدن برای هر کسی علتی دارد؛ اما این روزها فرار از سرسام و شلوغی و آلودگی یک پای همیشگی سفر شهروندان است. حضور بی حد انسانها در محدوه ای کوچک و اخلال در آسایش دیگری با موتوری پرسروصدا، بوق های ممتد معنادار، دود و گاز تمام نشدنی خروجی خودروها، ویژگی اصلی شهری چون تهران است که ساکنانش را پیش از هر چیز نیازمند آرامش کرده است. سفر به جایی دور، هر چه دور تر آرام تر.
نگاه مسافران در بدو ورود به شهر به تمیزی و تازگی محیط میافتد، گویی شهری است جدید که البته با رعایت اصول از جمله موقعیتیابی مناسب ساخته شده است. اما اندکی تامل همهچیز را عوض میکند. دیدن سد کریت در نزدیکی این شهر با قدمت 700 سالهاش که نشان از زبردستی بسیار زیاد معماران ایرانی به عنوان نخستین سدسازان جهان دارد، تاریخی کهن را از دل این شهر تازهساز بیرون میآورد. شهرستان طبس در شمال شرق استان یزد در مدار 33 درجه و 35 دقیقه ی شمالی و نصفالنهار 56 درجه و 55 دقیقه ی شرقی در منطقهای با آب و هوای بیابانی واقع شده است. منطقهای که برای رسیدن به شهر و آبادی بعدی باید کیلومترها بدون دیدن هیچ نشانی از حیات طی کنی و تنها منظرهای که میبینی اتصال آسمان و زمین است در افق دوردست. یکی از بهترین مثالهای این یکی شدن آسمان و زمین، جاده ی خور به طبس است که بخش اعظم آن، در مسیری حدود 150 کیلومتر گویی جادهای بر کف دست کشیده شده است. نه آبادی کوچکی، نه قهوهخانهای و نه هیچ پستی و بلندی و حتی اغلب بیهیچ پیچ وخمی، جاده ادامه مییابد. در همین هیچستان است که دیدن گلهای شتر که گاهی بدون رعایت حقتقدم از جاده هم عبور میکنند مسافران را شگفتزده میکند.
از 30 یا 40 کیلومتری خور که میگذری، دیگر تقریباً از شترها هم خبری نیست. اندکی پس از این حدود 40 کیلومتر، جاده از میان شورهزاری میگذرد و تا چشم کار میکند بلورهای نمک دو سوی جاده را فرش کردهاند. همچون سنگفرش امارتی عظیم که معلوم نیست معمار آن چگونه سنگهای پنج ضلعیاش را به این خوبی به هم جفت و جور کرده است. حتی یک غلط هم ندارد این سنگ فرش عظیم.
یکی از زیباییهای طبس همین است که دل کویر و جایی که حیات با آن قهر است آنچنان خوش و خرم سر برآورده است و شده است گلشن کویر. طبیعت لطیف و خرم طبس، با درختان همیشه سبز نخل و مرکبات اش، هوش از سر هر مسافر خسته از کویر می رباید. لطافتی که در جنوب شرق کویر مرکزی و شمال غرب کویر لوت واقع شده و مانع از رسیدن این همه خشکی و خشونت دو کویر سترگ ایران زمین به هم شده است. این چنین است که گاهی در حاشیه ی کویری داغ و سوزان، سرزمینی را می یابی که وقتی گام در آن می گذاری، همه ی خشکی و خشونت کویرِ پشت سر را از یادت می برد و کویر پیش رو را تحمل پذیر می کند.
هرچند طبس در جایی واقع است که محور ارتباطی پنج استان یزد، اصفهان، سمنان، خراسان و کرمان است، اما ارامش طبس همان است که من و شما همواره در پی آنیم. مقصدی که می تواند چند روزی مبداء شما باشد برای آمد و شد و دیدار زیبایی های اطراف آن.
در طبس سه محل برای اتراق هست. یکی تنها هتل این شهر و دیگری مجتمعی توریستی که چندان هم توریستی و پاکیزه و مرتب نیست و دیگری امامزاده حسین طبس که من فضای پاک و آرام این امام زاده را ترجیح می دهم برای خلوت و استراحت. آنطور که محلی ها می گویند فقط نوروز اندکی شلوغ می شود و تمام نیمه ی دوم سال که زمان مناسب سفر به طبس است همین اندازه خلوت است که من دیدم. البته به جز روزهای خاص که محل اجتماع مردم است، مثل آدینه که صحن آن محل برگزاری نماز جمعه است.
آستان امامزاده حسین بنموسی الکاظم(ع) پس از زمینلرزه ی سال 57 تقریباً به طور کامل تخریب شده و در بازسازی مجدد که توسط آستان قدس رضوی صورت گرفته، آستان این امامزاده در زمینی به مساحت 169 هزار و 860 متر مربع و صحن و سرای تماماً سنگ فرش با وسعت 40 هزار متر مربع در مرکز این زمین ساخته شده است. این امامزاده ی بسیار بزرگ با شش در ورودی در واقع مسجد جمعه ی طبس، قبرستان شهدای این شهر و اقامتگاهی برای زایران برادر امام رضا و بازدیدکنندگان طبس است.
در سرای این آستان 150 باب اتاق مفروش و 12 سوئیت کامل ساخته شده که مکان بسیار آرامی است برای مسافران این دیار. اگر در گذر به طبس در اتاقهای اقامتی یا مهمانپذیر (سوئیت)های آستان امامزاده حسین اقامت کنی، هنگام ورود به پارکینگ، مسوول آن یک نسخه بروشور و یک نقشه ی کوچک این شهر و راههای ارتباطی آن را به شما هدیه میکند. از جمله مطالبی که در آن بروشور آمده فهرست مکانهای زیارتی و نیز دیدنیهای طبس و نشانیهایشان است. باغ گلشن، ارگ قدیم، روستای خسرو و حمام مرتضی علی (چشمهء آب گرم)، سد نهرین، سد کریت، قلعه ی الموت (پادگان فداییان حسن صباح) و ... از جمله ی این دیدنیهاست. باغ گلشن یکی از نشانه های خرمی طبس است. دیدن پلیکان هایی که در حوض وسط باغ رها شده اند مسافر طبس را فرسنگ ها از خشکی کویر دور می کند.
اما چرایی تازگی این دیار کهن زمینلرزه ی بزرگ 25 شهریور 1357 است که باعث ویرانی کامل طبس و روستاهای این شهرستان شده که پس از این واقعه همه چیز از نو ساخته شده است. در بعضی روستاها، مثل روستای اصفهک در جنوب طبس، روستای مخروبه ی قدیمی را رها کرده و روستای جدید را در کنار آن بنا کردهاند و روستای قدیم با آن نخلهای پابرجایش خود دیدنی و یادآور خاطرات تلخ و شیرین گذشته است.
طبس از سطح دریا تنها 69 متر ارتفاع دارد و در شرق آن رشته کوهی به نام «شتری» قرار گرفته است که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل میدهد. رشته کوهی که امروز در دو نقطه از آن (چیروک در جنوب شرق و ازمیغان در شمال شرق طبس) دو سد بتنی و خاکی به نامهای کریت و نهرین ساخته شده است. دیدن سد نهرین با آب نسبتاً مناسب پشت آن در آن ناحیه خود شگفتی دیگری است که دیدار از این دیار به همراه دارد.
سد کریت جلوی سد تاریخی و کهن کریت ساخته شده است. این سد قدیمیترین سد تاریخی جهان است و به لحاظ وسعت آبگیری، قدمت منحصر به فرد دارد (حدود 700 سال). سدی که ابتکار ایرانیان را در ایجاد بندهای قوسی اثبات میکند. سد کریت یک سد تاریخی است که در کیلومتر ۲۵ جاده طبس – دیهوک واقع شده است. شگفتی غرورآفرینی که واقعا مهجور مانده و کمتر ایرانی پیدا می شود که چیزی درباره اش بداند. در حالی که حتی تصوراش هم مشکل است که چگونه چنین سازه ای را می شود با سنگ و ساروج ساخت. شاید دیدن همین سد برای رهسپار طبس شدن کافی باشد، اما اگر علاقه زیادی به دیدن و کسب اطلاع از چنین سازه ای دارید در محل باید به دیدن قناعت کنید و کارشناسی و راهنمایی برای راهنمایی آنجا نیست. سد قدیمی کریت بیستم اسفند ماه سال ۱۳۷۹ به شماره 3523 در فهرست آثار باستانی ایران قرار گرفته است.
همه ی آرامش و زیبایی طبس به نخلستان ها و استخر های ذخیره ساز آب قنات و خرمای پیارم آن نیست. دوری بسیار آرامش ساخته است و تنها مشکل دیدار از طبس همین فاصله نسبتاً زیاد آن با دیگر شهرهای ایران و از جمله تهران است. بنابراین سفر با وسیله ی شخصی نیاز به وسیلهای کاملاً سالم و رانندهای با تجربه و پرحوصله دارد تا خدای نکرده سفر با خطر همراه نباشد. در این صورت لذت رانندگی در جاده هایی تقریبا خالی از خودرو و خاص هم شامل حالتان می شود.
اما برای رسیدن به طبس از مبدا تهران از دو راه می توانی گذر کنی: نخست تهران، سمنان، دامغان، جندق، خور و طبس و دیگری تهران، قم، کاشان، نائین، خور و طبس. من راه نخست را برای رفت و راه دوم را برای برگشت پیشنهاد می کنم و باز تاکید می کنم که پیش از رهسپار شدن به طبس با خودروی شخصی درباره ی رانندگی در جاده های فرعی (هر چند که به ظاهر این راه ها فرعی نیست) و نیز هشدار های توجه به شترهای ناگهانی جاده های کویر کسب اطلاع کنی.
|