 جذابیت تنها با کنتراست یا تباین است که نمایان می شود؛ پدیده ای که ایران را به واقع سرزمینی با جذبه های خاص خود کرده است. شاید پدیده های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پرکنتراست ایران زمین، متاثر از جغرافیای تند و تیز آن است. به عنوان نمونه گرمترین نقطه زمین در گندم بریان کویر لوت با دمایی افزون بر 67 درجه ی سانتی گراد در سایه تابستان و قله ی همیشه برفی جوپار تنها 150 کیلومتر فاصله دارند. یا شهرستان قلعه گنج برخلاف نامش یکی از فقیر ترین مناطق ایران است و در استانی واقع است که پسته و فرش، از ارزشمند ترین محصولات صادراتی ایران در آن تولید می شود.
ازاین نمونه های تباین زشت و زیبا ی استان کرمان که بگذریم، «کلوت» های کرمان، عارضه ی کلوخی که بر اثر فرسایش آبی و بادی و طی هزاران سال شکل گرفتهاند، زیبایی منحصربهفردی است که شاید در سراسر جهان، تنها در آمریکا نمونهاش را بتوان یافت، جذبه ای است که گذار ما را به کرمان انداخته است. غرایبی طبیعی که گویی موجوداتی چون بنیبشر در ساختمان آن دخیل بودهاند. قطعات عظیم شنی که طبقه طبقه برهم قرار گرفتهاند و در تلالو طلایی آفتاب غروب، سرخ سرخ شدهاند. دالانهایی هم که میان این کلوتها واقعاند، سراسر زیبایی وهم گونهای آفریدهاند که اندیشه توتم با ترس را در دل آدمی میپروراند. حقیقتا احساس نزدیکی به مرز عالم به آدمی دست میدهد (البته اگر با تورهای شلوغ و پلوغ و مملو از رنگرنگ آدمیزادگان شاد و شلوغ همراه نباشید و باد پلاستیک باقی مانده گردشگران پیش از شما را به صورتتان نکوبد).
پیشتر گرمترین نقطه زمین دره مرگ صحرای آریزونای آمریکا با دمای 63 درجه ثبت شده بود؛ اما دکتر پرویز کردوانی (1310) کویر شناس مشهور و بنیانگذار مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران اثبات کرده است که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67 درجه سانتیگراد در سایه، گرمترین نقطه کره خاکی است. منطقه گندم بریان که در دشت لوت در 80 کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته، منطقهای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه میشود. همچنین گندم بریان پستترین منطقه داخلی ایران است و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. دکتر کردوانی معتقد است که در گندم بریان، در منطقهای بهطول 200 و عرض 150 کیلومتر، هیچ موجود زندهای زندگی نمیکند و شرایط بهگونهای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. گواه او بر این مدعا این است که در پژوهش های خود مشاهده کرده است که گاو و گوسفند مردهای که توسط کامیونهای عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند؛ بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند و این موضوع نشان میدهد که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد. این چنین است که کردوانی معتقد است «کویر لوت، کره ماه زمین است». شاخصهای که به تنهایی کافی است تا انسان های بسیاری را راغب کند برای دیدن و لمس کردن این خشونت داغ طبیعی؛ هرچند که گرمای منحصربه فرد تنها شاخصه ی کویر شهداد نیست.
کرمان با در بر گرفتن بخش عمدهای از دشت لوت مهد شگفتیهای کویری است. شهر افسانه ای کلوتها و مرتفعترین هرم های ماسهای دنیا.
شهداد، شهر زیبا و مملو از نخلستانهای سرسبز در 70 کیلومتری شمال شرق کرمان و غرب کویر لوت واقع است. شهری که انگار سرسبزی و طراوتش میان هیچستان کویر دوچندان شده و کاریز (قنات) این ابتکار ایرانی در دل داغی و خشکی بینهایت کویر، زندگی و سرزندگی ساخته است. از شهداد که به سمت شمال و اندکی شرق خارج میشوی و پس از گذران 40 کیلومتر و پشت سر گذاشتن ده سیف، آخرین روستای تاب آورده در مواجهه با کویر و تقریبا متروک شده ی اکنون، زیبایی بیحد و حصر «کلوت»ها نمایان میشود. ستون های وسیع با طیف رنگی کرم رنگ روشن تا قهوهای تیره و سوخته که همدستی دراز مدت آب و باد و خاک(ماسه) آنها را لایه لایه ساخته است.
در کمترین فاصله شهر افسانه ای کلوت ها، کمپ کویری شهداد واقع است. کمپی زیبا که آلاچیقهای حصیری و گنبدی شکل آن، مکان بسیار مناسبی است برای اتراق و شبمانی و دیدن آسمان شب و پرستاره ی کویر. البته محلی است بسیار سرد در شبهای زمستان که معمولا پس از پاییز فصل کویرگردی است و بدون کیسه خواب مناسب و عادت به ماندن در سرما، برخلاف اهل طبیعت اصلا شب خوبی را در زمستان سپری نخواهید کرد. اما اگر با طبیعت و سرما و گرمای آن انس داشته باشید، کمپ کویری شهداد محل بسیار جذابی است که در عین وجود سرپناه و آب و امکانات بهداشتی، لذت بودن در دل طبیعت را به هیچ عنوان از دست رفته نخواهید دید.
ساخت کمپ شهداد شاید نسبت به کاربردی که دارد هزینه ی چندانی هم نداشته است (جدیترین هزینه ی ساخت آن شاید رساندن برق و حدود 20 کیلومتر کابلکشی باشد)؛ اما کاری بسیار پسندیده است که کمتر نمونه ی آن را میتوان در حوزه ی گردشگری ایران یافت. هم موجب رفاه و لذت مسافران است هم عاملی است برای حفظ محیطزیست از آلودگیهایی که حضور بیبرنامه ی آدمی در طبیعت موجب میشود. این کمپ با 40 نفر ظرفیت برای پذیرایی رایگان از گردشگران حدود 20 کیلومتر با کلوتها فاصله دارد و با طی جاده آسفالته شهداد به نهبندان میتوان از کمپ به کلوتها رسید. فراموش نکنید پیاده روی در کویر و میان کلوت ها را طوری برنامه ریزی کنید که حتما یک غروب آفتاب را آنجا باشید تا در نور مناسب، زیبایی بی حد کلوت ها را تجربه کنید.
اجرای تابستانی یا در فصول گرم سال این برنامه ماجراجویی واقعی است و عاری از خطر نیست. تقریبا در فصلهای تیر و مرداد اصلا کسی به کمپ کویری شهداد رفت و آمد ندارد. بهترین زمان برای اجرای این برنامه پاییز و زمستان است و برای رهایی از سرمای شبهای کویر می توان ماههای نخستین پاییز، یا ماه پایانی زمستان را انتخاب کرد.
رود شور، تنها رودخانه ی دایمی اعماق کویر لوت، غریبه ی دیدنی دیگری است که برخلاف شگفتی و غریبیاش برای ما، قرابت ملموسی با کویر دارد و 200 کیلومتر مسیر پر پیچ وخمی از رشته کوههای شمال غرب بیرجند طی میکند و به گود نمک سر یا معدن نمک شهداد میریزد. آب این رود بسیار شور است. چنانکه هر چه به چاله ی مرکزی لوت نزدیکتر میشوی گویی به جای آب، ماست در آن جاری است و کنارههای آن بلورهایی از نمک پدیدار است. بلورهای زیبای نمک که اشکال هندسی مختلف دارد و قابل استحصال است.
شهداد نیزخود شهری دیدنی است. از آثار تاریخی شهداد میتوان به «پیربابا مسافر»، قلعههای «چغوکی»، «رموک» و «کهنه»، «بقعه ی امامزاده» و آبانبارهای این شهر نام برد.
برای اجرای برنامه ی کویر شهداد اگر دیدار از کرمان و ماهان را هم جزو برنامه ی خود بگنجانید دست کم باید چهار روز زمان صرف کنید. از راههای خوب دسترسی به کرمان برای تهرانی ها قطاری است که هر روز عصر از تهران به مقصد کرمان حرکت میکند و حدود ساعت هفت صبح به مقصد میرسد. به این ترتیب پس از رسیدن به کرمان تا عصر زمان مناسبی است برای دیدار از کرمان و اماکنی چون مسجد جامع کرمان و حمام گنجعلیخان و عصر حرکت به سمت شهداد و هماهنگی با شهرداری و رفتن به کمپ به نحوی که پیش از تاریکی هوا به آنجا برسید. یعنی در فصل سرد سال حداکثر باید ساعت سه عصر از کرمان خارج شوید. پس از اقامت شبانه در کمپ روز دوم سفر را میتوان تماما به کویر لوت، رودشور و کلوتها و پیادهروی میان آنها و دیدار از قلعه ی قدیمی اختصاص داد، تا شب که مجددا در کمپ اقامت خواهید گزید.
روز سوم را هم میتوان به سمت ماهان رفت و بقعه ی شاه نعمتالله ولی را دید و زیارت کرد، و باغ شازده را گشت که از نمونههای بینظیر باغ ایرانی است و نهار را در آنجا صرف کرد و در نهایت عصر هم حرکت به سوی کرمان و دوباره سوار بر قطاری شد که عصر از کرمان حرکت میکند و صبح زود فردای آن روز به تهران بازخواهد گشت. سفرکویری و پاییزی تان به خیر!
برای دیدن این گزارش در روزنامه شرق کلیک کنید.
|